درباره ما | سخنرانی | صوت | تصاویر | فیلم | تصاویر/عکس روز | دسته بندی ها | ارتباط با ما
    صفحه نخست / دسته بندی ها / زن ، گفتگو و معرفی

عدم مشورت با کدام زن؟

 


استاد اصغر طاهرزاده :
امروز جامعة غربي در اثر ميدان‌داري ميلِ زنان هوس‌باز، در حال سقوط کامل است. و در اين سقوط زن و مرد فرق نمي‌کنند و همه سقوط خواهند کرد. پس توصيه‌ي امام براي نجات جامعه است.

به گفته‌ي نيل‌پستمن جامعه شناس آمريکايي؛ «وقتي در نهاد خانوادة فعلي، زنان مبدل به برده‌هاي زبون و عروسكهاي دلربا، و مردان به‌صورت اسبابِ دست زنان در مي‌آيند، عفت بخشيدن به نظام خانوادگي موفق از عهده افراد خارج است.» پس در واقع مي‌توان گفت در بسياري موارد مردم گوهر خانوادة اسلامي ‌را از دست داده‌اند. حضرت در همان راستايي که فرمودند خيلي بذله‌گو مباش، مي‌فرمايند با زنان هم مشورت نكن يعني مواظب باش تحت تأثير عروسک‌هايي قرار نگيري که جز به ظواهر خود به چيز ديگري نمي‌انديشند و اسباب دست آن‌ها مباش. مشورت با اين نوع زنان، مرد را و زن را و جامعه را ساقط مي‌كند. سپس در همين راستا مي‌فرمايند اين‌ها رأيشان سست است و اراده‌هايشان به موضوعاتِ پايين و سطحي معطوف است. آياتي كه مي‌گويد زن و مرد از نفس واحدند و اگر عمل صالحي انجام دهند ارزش يكساني دارند، و ديني كه مي‌گويد تربيت جامعه به دست مادران است، آيا مي‌آيد بگويد اين زنان و مادران به هيچ دردي نمي‌خورند. همان اماماني که به ما توصيه مي‌کنند در همه امور سعي کنيد رضايت مادرتان را به دست آوريد، حتي اگر سني از شما گذشته و خودتان داراي عروس و داماد هستيد اگر مي‌خواهيد مسافرت غير واجب برويد، از مادرتان اجازه بگيريد، مي‌توان گفت آن امامان مي‌گويند رأي اين مادر - به اعتباري که زن است- پست و سست است؟!

 

آن مکتبي که اين‌چنين براي زن ارزش قائل است اگر گفت مواظب باش زنان را مورد مشورت خود قرار ندهي، مسلّم منظور زنان خاص و در شرايط خاص است. از رسول خداf داريم: «مَا اَكْرَمَ النِّساءَ اِلاّ كَريمٌ وَ لا اَهَانَنَّ اِلاّ لَئيمٌ»؛[1] زنان را بزرگ نمي‌دارد مگر انسان بزرگ و بزرگوار، و آنان را كوچك نمي‌شمارد مگر انسان پست و فرومايه. ولي با اين همه بايد مواظب بود مردها تحت تأثير عروسكان گرفتار سطحي‌نگري قرار نگيرند و آن‌ها سليقه‌هايشان را بر مردها تحميل نکنند. در روايت داريم؛ نگاه به چهرة پدر و مادر ثواب دارد. از طرفي فرمودند: نگاه بر خط قرآن هم ثواب دارد. يعني مثل قرآن که داراي باطن است و نگاه به خطوط قرآن ما را متوجه جلوه‌ي آن باطن مي‌کند، پشت چهره‌‌ي پدر و مادر يك باطن معنوي نهفته است، و اين‌چنين والدين - که يکي از آن‌ها زن است- مورد احترام هستند. حضرت اميرالمؤمنينu ما را از خطراتي برحذر مي‌دارند که جوامع غير مذهبي به‌خصوص جامعه‌ي غربي گرفتار آن است، يکي از آن خطرات سرگرمي صرف و ديگر حاکميت سليقة زنانِ سطحي‌شده و شهوت‌زده است به طوري که محور زندگي‌ها سليقه چنين زناني بشود، کافي است خانم خانه از اين دکور يا فرش خوشش نيايد، حالا آقا بايد با گرفتن وام و اضافه کاري سليقه ايشان را عملي کند، چون کاري ندارد مگر انجام آنچه را خانم خوب يا بد مي‌داند.

 

حضرت مي‌فرمايند به عنوان يک اصل در زندگي هرگز رأي اين نوع زنان را نپذير، چون ما با داشتن رهنمودهاي اسلام براي کارها ملاک داريم پس هر زن و مردي كه منطبق با اسلام حرف بزند حرفش مقدس است. آيا امروز جامعة جهاني بر اساس نيازهايش توليد مي‌کند، يا بر اساس ميل اين‌گونه زنان؟ وقتي سليقه اين نوع زنان حاكم شد ديگر مسئله اصلي جامعه فراموش مي‌شود. بسياري از فروشگاه‌ها در صدد تهيه مُدهايي هستند كه زنان مي‌خواهند، و مردها هم بخش مهمي از اقتصاد خانه را صرف همين نوع خريدها مي‌کنند، آيا ديگر فرصت فکرکردن و تعالي‌بخشيدن به خود دارند؟‌ فرهنگ مُد، فرهنگي است كه آن نوع زنان دامن مي‌زنند، حتي آن مدهايي که مردها به دنبال آن هستند و از آن پيروي مي‌کنند.

اگر زنان در تعهد و تدين و مادري نباشند، همه‌ي جامعه بازيچه‌ي هوس آنان قرار مي‌گيرد. آيا تذکر حضرت براي نجات از چنين ورطه‌اي لازم نيست؟ مي‌فرمايند اين نوع زنان خودشان در انتخاب بهترين‌ها سست هستند و تحت تأثير وَهميات خود مي‌باشند، و اگر نظرآنان را وارد زندگي کردي عملاً وَهميات را وارد زندگي کرده‌اي. حرف هرکس با همسرش بايد اين باشد كه من رأي دين را از شما مي‌پذيرم، خودم هم رأي دين را عمل مي‌كنم نه نظر خود را، و از اين طريق از دلسوزي‌هاي همديگر محروم نمي‌شويد.

آري فقط از اين طريق مي‌توان نسبت به همديگر دلسوزي نمود و وجود يکي مانع کمال ديگري نگردد. و واقعاً هم فرق نمي‌کند که زن اسباب دست هوس مرد باشد و يا مرد اسباب دست هوس زن باشد، در هر دو صورت هر دو قرباني شده‌اند.


اگر حقوق زنان نيز توسط مردان رعايت نشود باز فضاي خانه از تجلي رحمت پروردگار محروم مي‌ماند و لذا نبايد به کرامت شخصيت زن تجاوز شود، همچنان‌که بنا به سخن حضرت نبايد به اسم رعايت زنان، گرامي‌داشتِ آن‌ها از حدّ بگذرد و ميل‌ها و سليقه‌هاي وَهمي زنانه بر سازمان خانواده و جامعه حاکم گردد. با اين مقدمات و توجه به شخصيت پذيرفته زن در اسلام و با آن مبنا بايد به هشدارهاي حضرت توجه کرد. به جهت محروميت از اين هشدارها، زندگي‌ها در جامعه جهاني امروز طوري شده که بيشتر از نيازهايشان ابزار دارند، و بيش از آن‌که حکمت در انتخاب‌هايشان نقش داشته باشد سليقة زنان نقش دارد، و اين‌گونه حضور زن غير از حضور زني است كه در محيط خانه مادر است و محيط را براي تربيت فرزندانش و براي صعود همسرش فراهم مي‌كند.

 

زني كه مقام مادريش را از دست نداده، فرشته‌اي است در خانه که سايه‌ي رحمت او سراسر جامعه را فرا مي‌گيرد. اين زن در تربيت الهي همسر و فرزندش بسيار مؤثر است و از اين طريق خدمتي شايان به جامعه‌ي خود مي‌نمايد. زنان ابتدا اين رسالت را که بايد مظهر عفت و هدايت باشند فراموش مي‌کنند، سپس عروس حجله‌نشين مي‌شوند. عروس حجله‌نشين کسي است که فقط كارش نظر به بُعد شهواني زندگي است. حضرت به فرزندشان توصيه مي‌فرمايند که مواظب باش عروس‌هاي حجله‌نشين تفكر تو را تحت تأثير خود قرار ندهند، اين زنان با زناني که تمام دغدغه‌هايشان نجات خانواده است بسيار متفاوت‌اند.

وقتي زنان وظيفه‌ي اصلي خود را فراموش کردند، موضوع رقابت با مردان پيش مي‌آيد، وقتي رقابت پيش آمد قدرت مردان را مي‌طلبند و از اين طريق مردها را در خدمت خود مي‌گيرند و اصرار دارند نظر و سليقه آن‌ها حاکم باشد، حضرت مي‌فرمايند مواظب باش با اين نوع زنان مشورت نكني. زيرا بر خلاف ادعايشان نظراتشان سست و بي‌مايه است. حال در اين فضا و با نظر به اين زنان مي‌فرمايند سعي کن آن‌ها را در پرده و حجاب نگه داري تا نامحرم را ننگرند زيرا در پرده بودن بهتر آن‌ها را از گزند‌ها حفظ مي‌کند، و نيز سعي کن نامحرمِ غير قابل اعتمادي به زندگي خصوصي آن‌ها وارد نشود که ضرر آن کمتر از آن که با آن روحيه وارد عرصه جامعه شوند نيست. پس به طور خلاصه سعي كن آن زنان و در آن فضا كمترين ارتباط را با مردهاي غريبه داشته باشند. البته و صد البته اين غير از ارتباط ايماني و متعهدانه‌اي است که خواهران ايماني با برادران ايماني جهت حل مسائل اجتماع دارند. هر چند در اين موارد هم در عين اين که نبايد به اسم عدم اختلاط با نامحرم از مسئوليت‌ها شانه خالي کرد، تا آنجا که ممکن است بايد ارتباط‌ها در حدّاقل ممکن باشد.

 

ولي آن مردي که به اسم عدم ارتباط با نامحرم مانع فعاليت‌هاي فرهنگي همسرش مي‌شود، اگر ممانعت او موجب نقيصه‌اي در فعاليت‌هاي ديني ‌شود بايد فرداي قيامت جواب اين ممانعت را بدهند. يک مسئله آن است که زنان بايد روحية خود را بهتر بشناسند و هر چه كمتر در معرض ارتباط با مردان غريبه باشند. مسئله ديگر آن است که مردها بايد متوجه باشند اگر خداوند اذن خروج زنان از خانه را به آن‌ها داد، آن اذن به معني ممانعت نيست. مثل اين است که به افسر راهنمايي در چهار راه اذن داده‌اند که زير نظر او و به دستور او ماشين‌ها حرکت کنند، حالا ايشان به بهانه اين که بايد به دستور من حرکت کنيد نمي‌تواند به هيچ ماشيني اجازه حرکت ندهد بلکه بايد با مديريت او حرکت ماشين‌ها انجام گيرد. مسئله سوم نوع برخورد با آن زن‌هايي است که حضرت در موردشان مي‌فرمايند رأيشان سست و عزمشان ضعيف است که آن‌ها تا آنجا که ممکن است به صلاح خودشان است که کمتر در معرض ارتباط با مردان نامحرم باشند. نمونه‌ي حقانيت سخن حضرت را شما امروزه در فروشگاه‌هاي بوتيک و پاساژ‌ها مي‌بينيد، راستي اگر اينان گرفتار چنين پرسه‌هايي در اين اجتماعات نبودند به مصلحت خود و جامعه نبود؟ اگر نظام ارزشي جامعه طوري بود که اين نوع حضور را براي اين نوع زنان به شدّت تقبيح مي‌کرد، وضع از همه جهات بهتر نبود؟

 

پی نوشت :

------------------------------------------------------------

[1] - نهج‌الفصاحه، حديث شماره 1520.

 نسخه قابل چاپ    ارسال این صفحه به دوستان
تاریخ و زمان انتشار: دو شنبه 2 بهمن 1396
تهیه و تنظیم: شفیق فکه، شبکه ایثار - کد : 135
منبع : کتاب زن آنگونه که باید باشد
ارسال نظر:
 
عنوان  
رایانامه  
متن نظر  
کد امنیتی = ۱۱ + ۴