درباره ما | سخنرانی | صوت | تصاویر | فیلم | تصاویر/عکس روز | دسته بندی ها | ارتباط با ما
    صفحه نخست / دسته بندی ها / زنان شهیده در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس

شهیده بتول چراغچی مسجدی

 

 

نام و نام خانوادگی : بتول چراغچی مسجدی

نام پدر : نجف علی

تاریخ تولد : ۱۳۰۶/۱۲/۲۰

محل تولد : مشهد

تاریخ شهادت : ۱۳۵۷/۱۰/۰۹

محل شهادت : چهارراه لشگر

 

 

شهیده بتول چراغچی ، زنی مومن و متعهد بود که به همراه خانواده خود در فعالیت‌‌های انقلابی شرکت داشت. وی اولین زن شهید مکتب قرآن سمیه بود که در جریان تظاهرات نهم دی ۵۷ به فیض شهادت نائل شد.
در سال ۱۳۰۶، دختری به خانواده چراغچی اضافه شد و این خانواده مذهبی و سطح متوسط ، از تولد دومین فرزند خود مسرور شدند و نامش را بتول گذاشتند ؛‌ دوران خردسالی‌ اش را در دامان پر مهر مادر گذراند و درس ایثار و از خودگذشتگی آموخت. با سپری کردن دوران کودکی، تا چهارم ابتدایی تحصیل کرد؛ ولی به خاطر پایبندی به معتقدات اسلامی و شرایط آن زمان، از ادامه تحصیل صرف نظر کرده و در منزل، خواندن قرآن و کتب اسلامی را ادامه داد.
پدر مرحومش ، نجف‌ علی چراغچی که متصدی مسجد گوهرشاد بود و با روشن کردن چراغ‌ ها و پرداخت حقوق کارگران فعالیت می‌کرد ، در سال‌های آخر دوران قبل از انقلاب ، به دلیل کهولت سن بازنشسته شد.
بتول ، اوقات فراغت خود را با کار‌های هنری از قبیل قلاب‌ بافی و گلدوزی سپری می‌کرد؛ رابطه حسنه‌ ای با والدین داشت و بسیار ایشان را تکریم می‌کرد و این حسن خلق در رفتار او با مردم نیز نمود داشت. بسیار متواضع و در سلام کردن پیشقدم بود ؛ از غیبت متنفر بود و برای پرهیز از غیبت ، ایراد‌های مردم را به خودشان گفته و در پشت سرشان بازگو نمی‌کرد . در بیان عقاید و امر به معروف و نهی از منکر قاطعیت داشت . مقید به حجاب بود و دیگران را نیز به آن دعوت می‌کرد.
وی در سن ۱۹سالگی ، منزل پدری را که در خیابان بازارچه ، نزدیک حرم مطهر رضوی بود ترک کرده و به خانه بخت رفت و بدین ترتیب ، عباسعلی روشن‌ روان که فردی متدین بود و در بالا خیابان سکونت داشت و با نجاری، امرار معاش می‌کرد ؛ پس از زیارت کربلای معلی ، زندگی مشترک خود را با بتول آغاز کرد و حاصل این زندگی ، پنج دختر و دو پسر شد.

 


تقید به لقمه حلال و پایبندی به نماز اول وقت

------------------------------------------------------------

بتول در تربیت مذهبی فرزندان کوشا بود و بدون وضو به کودکانش شیر نمی‌داد و از لقمه حرام یا شبهه‌ ناک پرهیز می‌کرد . اهمیت زیادی به خمس و زکات می‌داد . ارادتمند مکتب اهل بیت(ع) و پیرو واقعی امام بود . با قرآن و ادعیه مانوس بود و تقید زیادی به نماز اول وقت داشت و به قدری پایبند نماز شب بود که این عمل او در شب عروسی دخترش هم ترک نشد.
قبل از انقلاب ، به خاطر مسائل مالی، دو سال به روستای درنگ‌ آباد عزیمت کرده و با قناعت و صرفه‌ جویی مشکلات مالی را حل کرد و به مشهد بازگشتند و با خانواده و چهار دخترش که ازدواج کرده بودند ، در تظاهرات شرکت می‌کردند . این تظاهرات‌ ها ادامه داشت تا در روز آخر صفر که بنا به دعوت امام امت، تظاهرات نهم دی‌ ماه ۵۷ در مشهد صورت گرفت .

 

نهم دی‌ ۵۷، روزی که فریادها در خون نشست

------------------------------------------------------------

روزی که فریاد‌ زنان، مردان و کودکان معصوم به خون نشست ، شعارها به موج عظیمی مبدل شده و فریاد «نصر من الله و فتح قریب» را نوید داد . در این روز ، چراغچی با نوه خردسالش به خیابان آمد تا آزادی‌ خواهی خود را فریاد زند ولی صدایش را در گلو خفه کردند .
در این روز مردم برای تظاهرات ، از چهار راه شهدا حرکت کردند . آن روز تعداد بانوان ، خیلی زیاد بود و به همین دلیل و برای برقراری نظم و امنیت بیشتر ، خانم‌ها در جلو و آقایان در پشت سر قرار گرفتند . جمعیت به چهارراه استانداری رسیده بود که با صدای وحشتناک تانک‌ها ، جمعیت متفرق شده و عده‌ای به خیابان‌های فرعی مثل خیابان بهار رفتند.
با اعلام این خبر که ارتش به مردم ملحق شده است ؛ جمعیت بازگشته و عده‌ای سربازان را می‌ بوسیدند و شعار می‌دادند « چرا برادرکشی » « برادر ارتشی خوش آمدی »...ناگهان گروه نظامی ارتشی به میان جمعیت آمده و فریاد مردم در میان صدای مهیب تانک‌ها محو شد و تانک‌های ارتش به مردم هجوم آوردند.
وقتی این اتفاقات غیرقابل تصور رخ داد و مردم متوجه این توطئه و فریب شدند، دیگر امکان فکر کردن نبود؛ در آن روز تعداد زیادی از تظاهرات کنندگان زیر دست و پا له شده و برخی خفه شدند ، برخی نیز همچون شهیدان غلام پیوندی و نیک فرد، مورد اصابت گلوله قرار گرفتند .
بتول چراغچی هم چادرش را به چادر یکی از خانم‌های دیگر گره زده بود و همین باعث شد که امکان فرار از صحنه هجوم تانک‌ها برایشان فراهم نشود و هر دو به زیر تانک رفته و جان خود را از دست دادند؛ در حادثه این روز، نوه چراغچی بر اثر شکستگی سر به بیمارستان منتقل می‌شود و در این تظاهرات بتول چراغچی بر اثر عبور تانک از روی بدنش، جان خود را فدای انقلاب کرده و مانند بسیاری دیگر، به سوی معبود رهسپار می‌شود و پس از دو روز ، از سردخانه امام رضا(ع) به بهشت رضا تشییع شده و در جوار دیگر شهدا دفن می‌شود .

 

دعایی که به استجابت رسید

------------------------------------------------------------

بتول چراغچی که سال‌ها بود درد دست ، خوابی راحت را از چشمانش ربوده بود ؛ در روزهای آخر حیات ، یکی از حضرات معصومین را در خواب دیده و شفا یافت و دیگر اثری از درد دست در او دیده نشد . وی که به گفته فرزندش، چند روز قبل از شهادت این آرزویی که سال‌ها در دل پرورده بود را از خداوند درخواست کرده بود ، بالاخره با نثار خون خود در راه آبیاری درخت انقلاب ، به آرزوی دیرینه خود رسید .
روحش شاد

 نسخه قابل چاپ    ارسال این صفحه به دوستان
تاریخ و زمان انتشار: سه شنبه 22 اسفند 1396
تهیه و تنظیم: شفیق فکه، شبکه ایثار - کد : 135
منبع : 1. خبرگزاری بین المللی قرآن 2. تا شهدا
ارسال نظر:
 
عنوان  
رایانامه  
متن نظر  
کد امنیتی = ۹ + ۳